صفحه اصلي | مسئولان | خدمات | تماس با ما | پروژه ها | زبــان

 
     
 

دیالوگ لیست

آرامش در میان مردگان

 

-خانوم چه خبره؟ ملاحظه دیگران روهم بکن!

--------------------------------

-اگر من از اینها بخورم بیشتر مرده تون آمرزیده می شن یا این شکم سیرها؟!

--------------------------------

- هو،چه خبرته؟!

- سلام

-سلام...

- خوب هستید؟

--------------------------------

- توالت مردونه اون پشته!

--------------------------------

-  اين گل‌ها رو از روي قبر كدوم مادر مرده‌اي دزديدي!

- سلام عليکم ... گفتم حالا كه نمي ذاري من همنشينت بشم،  اينو برات بيارم که از تنهايي دربياي!

-  خیلی خوشم می آد، نیششم برا من باز می کنه!

--------------------------------

طيبه: کجا رفتي پيرمرد؟... بابا من، نه تو رو مي خوام نه اين جور چيزها روفهمت بشه!

زن: بازم شما دعواتون شد؟!

طيبه: تو كي اومدي اين جا که من نديدمت؟!

زن: چقدر سر به سرش مي‌ذاري؟!

طيبه: دست از سرم برنمي داره!

زن: تو از تنهايي نمي ترسي؟

طيبه: اگه تو شهر کسي رو داشتم يا يه کاري پيدا مي کردم يه دقيقه هم اين جا نمي موندم.

زن: من که تا حالا صد دفعه دعوتت کردم بياي پيش من.

طیبه: نمی تونم بخورم!این روزها حالم خوب نیست.

زن: خیلی سرحالی که!

طیبه: ظاهرمو نگاه نکن توم خرابه.

طيبه: دارن زورکي بازنشستم مي کنن. ميگن قبرستون جاي زندگي نيست. شهرداري ايراد گرفته. ولي من که از رو نمي رم. چيکار ميتونم بکنم.

طيبه:تو حوصله ت سر نمی ره هر روز میای اینجا؟!

زن: چرا اين پير مرد رو قبول نمي كني؟ می ری باهاش زندگي می کني. می ری خونش...

طيبه: تو حاضري با يه گوركن زندگي ‌كني؟ تازه معلوم نيست تا حالا سر چند تا زنو کرده تو گور! حتما تنش بوي مرده‌ مي‌ده!...

زن: بي انصافي نکن ! قيافش که اينو نميگه. تو لباس دامادي چه لعبتي مي شه.

-----------------------------------

طيبه: بيچاره این هم مثل من مريضه. هر وقت که مياد گيجه خوابه. منم اگه اينقدر قرص اعصاب مي خوردم اين طوري بودم. شايد يه روز برم خونش للگي شو کنم.

-----------------------------------

پيرمرد: ديدم تلويزيون همين طور پشت در مونده گفتم شايد نتونستي روشنش كني. اين بود که گفتم بيام برات راش بندازم؟!

طيبه: تو اصلاً اين تلويزيون رو از سر قبر كي ‌آوردي؟مي‌گم نمي‌خوام. تو چرا حرف سرت نميشه؟!

-----------------------------------

زن: چي شده دوباره؟... یه چیزی بگم؟...اول صيغه ش شو اگه آدم خوبي بود اون وقت زنش شو!

طيبه : عجب حرفهایی می زنی !غلط مي‌كنه... مرتيكه پدر سوخته. می ترسم از دهنش بزرگتر باشه!

  زن: خب شما زوج خوشبختي ميشين.....به خودت زحمت نده من هيچي نميخورم....تو شكل مادر بزرگمي!

طيبه: اجاقم كور بود، هيچ وقت‌ مادر نشدم که بخوام مادر بزرگ بشم!

زن: من بايد برم. ديگه ديرم شده.

طيبه: چرا اين قدر عجله ؟!

زن: ممكنه ديگه هيچ وقت نيام!

طيبه: تو هميشه اينو ميگي ولي جلد اين جايي!

زن:  چرا نمی آی خونه من؟واقعاً مي گم بي تعارف بیا خونم رو ببین، باغچه مو ببين باغبونی کن اگه کارش برات سخت نبود، پيش من بمون.

طيبه: آخه اين طوري که نمي شه. اگه اين جا نباشم هم کارمو هم خونمو از من می گیرن

زن: تا حالا بالا شهر اومدي؟

طيبه : همون بیست سی سال پیش که آمدیم اینجا یه روز شوهرم منو برد شهر گفت اين جا تهرونه. بعد از اون که مرد دیگه پامو تو شهر نذاشتم نه پايينش نه بالاش.

فريبا: پس اون آدرسيو که از من داري گم نكن.

طيبه: بذار ببينم كجاست.... اِ .... رفتی؟

--------------------------

طيبه: سلام آقای رحمتی، من يكي دو روز مرخصي مي خوام.

كارمند: مرخصي؟! انشاالله خيره!  تو شهر فاميل پيدا كردي؟

طيبه: بالاخره منم دارم ميرم قاطي زنده ها. يه آشنايي پيدا شده ازم دعوت كرده.

كارمند: تو که یکی دو ماه دیگه بازنشست می شی! خب صبر ميکردي تا بازنشستگي تا يه  دفعه برا هميشه مرخص شي.

طيبه: من برا بازنشستگي عجله ندارم. بازنشست بشم اين جام، بازنشست نشم بازم اين جام.

كارمند: اون كه بعله. عاقبت همه ما اين جاس!..... بذار برات فرم مرخصي پر كنم.

طيبه: يه روز برام بسه.

كارمند: همش يه روز؟!

طيبه: بيشتر از يه روز خطر ناكه. مي ترسم كار و زندگي مو از دست بدم.

كارمند: اقلا حالا كه شهر ميري دكتر هم برو. ما كه زبونمون مو درآورد. اين قرصها هم معلوم نيست چقدر به دردت بخوره.

طيبه: به آشنامون ميگم. حتما منو دكتر هم ميبره.

-------------------------------

طيبه رو به عکس:  مي دونم اگه دستت از اين دنيا كوتاه نبود، وضعم اين طور نبود. ديگه از اين جا خسته شدم. فردا مي رم تهران. مي رم خونه فريبا. خدا ميدونه، شايد راست بگه و منو برا هميشه پيش خودش نگه داره.

طيبه: بسم الله الرحمن الرحيم. بازم برق‌ها قطع شد...

--------------------------------

طيبه: آقا فرامرز، قربون دستت اينو برسون به دست آقا رجب بهش بگو از هر جا كه آوردي پسش بده.  چون به درد من نمي خوره!

--------------------------------

پيرمرد گوركن: خانوم وایسا کارت دارم. شما كه پاتو تو تهران نذاشتي، چطور مي توني نشوني پيدا كني؟ ...  همين جا بمون قول ميدم خودم خوشبختت كنم. ميبرمت زيارت، ميريم پارک، سينما ميبرمت، ... اصلا شما اونايي كه دعوتت كردن مي شناسي؟ اقلا بذار من ببينم اين زنه كيه ببينم چيکاره س. اگه ديدم آدم حسابيه، راست ميگه، سرش به تنش مي ارزه، بعد بذار برو!..همین جا بمون...بمون!

--------------------------------

دختر راننده:  خانوم شما مي‌‌دونيد اين طرف‌ها دستشويي كجاست؟

طيبه: تو قبرستون هست.

ليلا: واي بريم قبرستون؟!

سپيده: بريم ديگه! وضعيت اورژانسيه!

دخترراننده: مي توني ما رو ببري اون جا؟

طيبه: باشه عوضش شما منم تا يه جايي برسونيد.

صداي دختر راننده:  كدوم ور برم؟

صداي طيبه : مستقيم.

صداي ليلا: خانوم ما رو نبري مرده شور خونه!

طيبه: من مي خوام اين جا برم

لیلا: چرا به من ندادی بخونم. از من خوشت نمیاد؟!

طیبه: اختیار داری.

لیلا: ببینم کجا میره؟... اوه!

سپيده: تا يه جايي مي‌رسونيمت. اما نه تا آخر.

لیلا: البته باید ببخشی ها.

دختر راننده: مي خواي بري مجلس ختم؟

-------------------------------

-        وایسا ببینم

-        بچه پررو چیکار می کنی؟!

-        لیلا؟... لیلا؟... خودتو لوس نکن دیگه!

-        فرارکنید.

-        چی شد؟

-------------------------------

دختر راننده: اينجا ديگه کجا بود ما رو آوردي ؟!

ليلا: چقدر خلوت و ترسناکه.

سپيده: من که نمي تونم يه دقيقه هم تنها تو همچين جايي بمونم.

راننده: منم نزديک بود از ترس قلبم بياد تو دهنم.

ليلا: باورتون نميشه من اون جا يه جن ديدم!... شايدم يه روح بود.

راننده: دروغ ميگي!

سپيده: پس اون جيغي که کشيدي مال اين بود؟!

-----------------------------------

-        بسه دیگه خوشگل شدی... خانوم بذار شما روهم خوشگل کنم.

-         نه نه خوشم نمیاد.شوهرم هم که زنده بود از این کارها نمی کردم.

-        چرا ماشاالله خوشگل که هستی، یه خرده هم که آرایش کنی خوشگل تر هم می شی.

-        راست میگه.

-        نه همین طور خوبه. زن باید سنگین باشه

-----------------------------------

ليلا : مي‌خوري؟

طيبه: نه دوست ندارم.

ليلا: اصلاً مي‌دوني اين چيه؟

طيبه: چرا نمي‌دونم؟! قهوه اس ديگه.

-        آفرین

-        نه بابا!

صداي سپيده: حتماً با دوست پسرش تو كافي شاپ خورده!

دختر راننده: لابد براي اونم ناز كرده.

صداي ليلا: نه بچه ها ، خیراتی بوده

سپیده :كجا ديدي خانوم؟!

صداي طيبه: تو قبرستون!از خانم هایی که میان اینجا همه چی یاد گرفتم.

ليلا: خونه خودت كجاست؟

طيبه: تو همين قبرستون. اِ چی شدی؟

ليلا: قبرستون كه جاي زندگي نيست.

طيبه: واسه من که هست. من بين مرده ها زندگي مي‌كنم.

-        کارت چیه؟

-        هم به درختها و گل ها می رسم، هم توالت ها رو می شورم. همین جا هم زندگی می کنم.

-------------------------------------

طيبه: چرا وايسادي؟

راننده: خراب شد مثل اين كه بنزين تموم كرديم.

- الان چه وقت تموم کردن بنزینه ؟

- نگفتم بنزین بزنیم؟

-  بچه هابنزين اضافي‌مون كجاست؟

ليلا: اِ... فکر کنم ... زير صندلي اين خانومه.

- آره من خودم اون جا گذاشتم.

-  خانوم بي زحمت يه دقيقه پياده شين من از زير صندلي تون بنزين ور دارم.

- بله لطفاً پیاده شید.

- چشم.

----------------------------

طيبه: آقا ببخشيد شما تهران مي‌ريد؟

راننده: قراره بريم امامزاده طاهر زيارت. شما بايد توي آسايشگاه منتظر باشيد. من وقتی کارم تموم شد خودم ميام صداتون ميكنم.

طيبه: من مي‌خوام برم تهران.

راننده: برو با اقدس خانوم صحبت كن! مسؤولش اونه!

-----------------------------

-        من دنبال اقدس خانم می گردم... دست شما درد نکننه!

-        سلام... اقدس خانم ...

-        ببخشید!

-----------------------------

پرستار: خانوم...خانوم... خانوم حالت بده؟ سرت گیج میره؟ مال کدوم بخشی؟...نیکوکاری؟باید بری صندوق!

طيبه: من مال اين جا نيستم. فقط دنبال اقدس خانوم مي‌گردم.

پرستار: اقدس خانوم كيه؟

-        نمی دونم ... وای

-        اینجا اقدس خانوم زیاده کدومو می گی؟

طيبه: نمی دونم. مسؤول اون ميني بوس دم درِ!

پرستار: اون ميني بوس که داره راه ميافته.

-----------------------------

اقدس خانوم: چرا صندلي كم اومده؟ ما كه روي شماره ثبت نام كرده بوديم.

طيبه: من از شما نيستم. گفتم شايد تايه جايي  بتونيد منو ببريد ...

اقدس: خيله خب مي توني سر پا وايسي؟!

طيبه‌: آره مي‌تونم.

اقدس: پس بي‌كار واينسا   به هر كس يه دونه از اینها بده!

-----------------------------

اقدس: مواظب باش... یواش... مراقب هم باشید....

طيبه: خب حالا چطوري برم به اين آدرس؟

اقدس: تو که مي خواستي بري تهرون چرا با ما اومدي کرج؟

طيبه: عوضي اومدم؟

اقدس: آره عوضی اومدی

طیبه: حالا چيکار کنم؟

اقدس: حالا که تا اين جا اومدي نمي خواي بياي زيارت؟!... متفرق نشید. صبرکنید تا منم بیام...

-----------------------------

گدا: به من کمک کنید... به من بیچاره کمک کنید.

طيبه: یا امامزاده الان وقتم تنگه . یاری کن نشانی رو پیدا کنم .بعداً حتماً میام پابوس. خداحافظ.

زن:اون جوری نگاهم نکن .به خدا گدا نیستم  شوهرم عمله بوده، از داربست افتاده، الآن يه ساله كه خرجي ندارم يه كمكي بكن!

طيبه: خونت كجاست؟

زن:خونم کجا بود؟ يه اتاق كرايه اي دارم، باهفت سر نون خور. يه كمكي بكن.

طيبه: مي خواي بري سر كار؟

زن: كار بلد نيستم کسی کار شو به من نمیده!

طيبه: بلدي نمي‌خواد نظافتچي مي‌شي؟

زن: اين جا؟!

طيبه: نه بهشت زهرا.

زن: اوه... چه طوری از اینجا برم بهشت زهرا، از بهشت زهرا بیام اینجا. نمي‌شه همين دور و برها باشه؟!

طيبه: اين قدر گريه نكن  مي ري بهشت زهرا، قسمت اداري، مي‌گي طيبه منو معرفي کرده.

زن: باشه، چشم حالا يه كمكي بكن

طيبه: كمكت كردم، نفهميدي؟!

زن: شوهرم عمله است، از روي داربست افتاده عليل شده يه كمكي بكن.

طيبه: سواد داري؟

زن: بله که دارم، دانشگاه هم قبول شده بودم منتها شوهرم از داربست افتاد منم نرفتم.

 طيبه: ببین این آدرس کجاست؟

زن: بخدا نمی دونم کجاس.

طيبه: بالا شهره

زن: ای خانم حالا که بالا شهري هستي يه كمكي كن... دستت درد نکنه که اینقدر دست و دلبازی....

طيبه : بیا... این صدقه نيست، اجرت آدرس خوندنته، حالا کدوم وري برم؟

زن: برو سر خيابون اتوبوس سوار شو برو به سمت ايستگاه مترو. این طوری هم ارزونه هم راحت.

--------------------------------

راننده: خانوم برو از در  زنونه سوار شو.

-        خانوم از این طرف. زنونه این وره.

-        چقدر این ور اون ور داره!

طيبه: كي به مترو مي‌رسيم؟

زن مسافر : اين اتوبوس مترو نمي‌ره!

طيبه : اي واي! آقاي راننده نگهدار.... آقا ببخشيد به راننده بگين نگه داره من اشتباه سوار شدم!

مردي از ميان مسافران: نميشه خانم! بايد صبركني ايستگاه بعدي پياده شي!

طيبه: من راه رو بلد نيستم. اين طوري گم مي‌شم

مردي ديگر: خانوم نمي‌شه مردم گرفتارن، كار دارن! نمي‌شه كه يه اتوبوسو معطل تو كنن!

يك زن مسافر ديگر: خانوم با اين اتوبوس  برو تا آخر خط بعد با همين برگرد. اين طوري گم نمي شي!

طيبه: چقدر طول مي‌كشه؟!

همان زن: حدود دو ساعت!

طيبه: واي زياده من بايد تا غروب به اين آدرس  برسم.

همان زن: كو تا غروب؟ مي‌رسي!

طيبه: ببين خانم، مي‌خوام برم اين جا!

زن: اين آدرس مال اين ورا نيست. بهتره تا خيابون نواب بري بعد اونجا اتوبوس عوض کني. نگران نباش من خودم بهت ميگم کجا پياده شي.

---------------------------------

-        گم شو کثافت

-        خفه شو

-        گم شو عوضی

طيبه: آقا برا چي مزاحم ناموس مردم مي شي؟

مرد: قضیه خانوادگیه شما دخالت نکن! بيا بريم وگرنه خونت به گردن خودته!

دختر: من نميام. از دست همتون خسته شدم. مي خوام برگردم خونه ي خودمون.

مرد: زر زيادي نزن بيا برو گم شو تو ماشين.

طيبه: آقا اگه اين خانوم زنت هم باشه بايد حرمتشو جلوي مردم نگه داري!

دختر: نه خانوم اين آقا شوهر من نيست! مزاحم من شده! آي مردم به دادم برسيد!... آي...

---------------------------------

طيبه: چرا اين طوري؟ مي پره توی گلوت.

دختر: خواستم دهني نشه! خیلی ها مي گن ما مريضيم.

طيبه: اون ها کي بودن؟

دختر: مي‌خوام بر گردم خونه شنيدم بابام مرده دوماهه اگه زودتر مرده بود شايد از خونه فرار نمي‌كردم.

طيبه : بابات پير بود؟

دختر: همون قدر که مادرم جوون بود!

طيبه: همیشه قرص ميندازي بالا؟

طيبه: آدرس خونت كجاست؟ ... مي خواي بيام با مادرت صحبت كنم؟بچه هر چقدر بد باشه، مادر ردِش نمي كنه!... بیام؟...آره؟ بیام؟

---------------------------------

زن مسافر: اين جا ايستگاه متروهِ.

طیبه: خدا خیرت بده.

---------------------------------

-        ظهر شد...

---------------------------------

-        خانوم بفرمایید آخر صف

طيبه: آقا ببیند کجا باید برم؟

بليط فروش: 65 تومن

طيبه: نه... مي خوام برم به اين آدرس.

بليط فروش: 65 تومن

يک مسافر: خانوم زودباش ديرشده.

يکي ديگر: داري اصول الدين ميپرسي؟ آقا دو تا بلیط بده

طيبه: از كجا برم؟

----------------------------------

مرد: مادر جون چرا از پله برقي استفاده نمي كني؟

طيبه: اگه زمين زير پام تكون نخوره بهتره!!

----------------------------------

طيبه: آقا ميخوام برم به اين آدرس. بايد همين ايستگاه سوارشم؟

----------------------------------

طيبه: وا اين جا نظافتچي ها هم برای نظافتچی ها‌ افاده ميريزن!

----------------------------------

مرد جوان: مادر شما بفرمائيد بشینید.

- نه ! خودتون بشینید.

طيبه: اين واگن مردونه است؟

مرد جوان: نه ولي  واگن اول زنونه است.

طيبه: از همین طرف برم؟

مرد جوان: نه! ايستگاه بعدي پياده شو تا قطار حرکت نکرده خودتو برسون به واگن اول.

---------------------------------

طيبه: زنانه کدامه؟! اِ وایسا می خوام سوار شم! صبر كن!

طيبه: آقا چرا واينستاد؟!

مرد: فكر كردي تاكسي گرفتي؟ قطار زود سوار می کنه می ره، شما باید بجنبی! بايد تا قطار بعدي صبر كني.

---------------------------------

طيبه: ببخشيد... می خوام برم اینجا، چطوری برم؟!

ـ مگه نمي دونيد مترو جاي اين كارها نيست ؟!

طيبه: كدوم كارها؟!

مرد متصدي: با شما نيستم، با اين دوتام پاشین بیاین کارتون دارم!... واسه این کارها جا بهتر سراغ نداشتین؟! ... لابد از مدرسه هم فرار کردین!

---------------------------------

طيبه: من مي‌خوام برم اين جا، كدوم ايستگاه پياده شم؟

زن: بايد بري كاخ سعدآباد.

طيبه: نه بابا ديگه اون قدرا پول دار نيست که تو کاخ زندگي کنه!

مرد: چي شده؟! اون آدرسو بده ببينم.

زن : كاخ سعدآباد توتجریشه؟!

مرد: نه بابا توي توپخونه‌اس!مطمئنم.

زن: نه عزيزم توي سعادت آباده. منم مطمئنم.

مرد: منم مطمئنم. الكي نگفتم، ته ناصر خسروس! نزديك دادگستري...

مرد: براي چي اين جوري نگاه مي‌كني؟ مي‌گم توپخونه‌اس ديگه! خانوم شما ايستگاه توپ خونه پياده شو!

زن : من مطمئنم تو تجریشه! تو با کاخ گلستان اشتباه گرفتي!

مرد: فكر كردي مادر شوهرته، مي‌خواي گم و گورش كني؟

زن: الله اكبر دوباره شروع شد. الان وقت این حرف ها ست؟

مرد: مادر هر چي اين مي‌گه گوش كن تاحسابي بدبخت بشي!

زن: وا چرا بداخلاقي مي‌كني؟ دعواي من و تو چه ربطي به اين پيرزن داره؟!

مرد: بابا توهميشه اول پاچه منو مي‌گيري! اين خانوم كه ديگه جاي مادر تو رو داره، نكنه فكر مي‌كني مي‌خواد هووت بشه؟!

زن: نخير خاطرم جمعه، تو اين سن و سال کسي نگات هم نمي کنه!

مرد: ميخواي ثابت کنم نگام مي کنن يا نه؟!

زن: چه جوري مي خواي ثابت کني؟ با اين شکم گنده و هیکل بی ریختت ؟!

مرد: مثل اين که خيلي وقته جلوي آينه نرفتي؟ يه نگاهي به هيکل خودت بنداز خانم سوفيا لورن!

زن: من از بر و رو افتادم؟... مي خواي ثابت کنم آدم خر مثل تو زياده؟

مرد: به من ميگي خر؟... آره من الاغ بودم که يه عمر تو رو تحمل کردم. من خر بودم...آي مردم

-------------------------------------

طيبه: توپخونه همين ايستگاهه؟

رهگذر: نه! بايد زودتر پياده ميشدي. حالاکجا می خوای بری؟... لازم نيست توپخونه بري. اصلا اين آدرس سر راست نيست. بهترين كار اينه كه يه تاكسي دربست بگيري.

-------------------------------------

راننده: آزادي بدو بيا آزادي!

طيبه: آقا من می خوام برم سعدآباد از صبح از بهشت زهرا راه افتادم رفتم کرج، گفتن اتوبوس سوارشو برو مترو از اون جا می گن برو توپخانه بعد حالا می گن نرو توپخانه! کجابرم سردرگم نشم؟

راننده: خانوم اگه گدايي و پول مول مي‌خواي من ندارم رد شو بذار كار و كاسبي مو بكنم!

طيبه: وا... گدا چیه؟ می گم می خوام برم سعدآباد؟

راننده: همتون همينو مي‌گيد. يكي مي‌گه مريضم، يكي مي‌گه نسخه دارم پول ندارم، يكي مي‌گه راهمو گم كردم،

طيبه: خیله خب، می خوای نبری نبر، چرا حرف بیخود می زنی؟

مرد مسافر: مادر بیا..

طیبه: برو ببینم مگه نگفتم گدا نیستم؟

راننده: خانوم بیا... خب بگو گدا نیستم دیگه!

طيبه: كَري؟ صد دفعه گفتم گدا نيستم.

راننده: ببخشيد همه گداها همينو مي‌گن حالا چي مي‌خواي مادر؟

طيبه: مي‌خوام برم سعدآباد.

راننده: اول بايد اين مسافرها رو ببرم ميدون آزادي بعد از اون جا خودم مي‌برمت به آدرست. سوار شو.‌

طیبه: دربست؟

راننده: دربست، برو سوار شو. کرایه شو داری؟

طیبه: بله

راننده: خانوم اون کمربند تو ببند ، اگر نبندی پلیس جریمه می کنه

طیبه: اِ ی بابا، به کمربند من چیکار داری؟ دامن من کشیه.

راننده: خانوم من اونو نمی گم که، منظورم این کمربنده.

--------------------------------------

راننده: نترس... اصلا نترس

طیبه: آی ... مواظب باش

راننده: خانم شما با این کارت داری منم هول میکنی. تا منو داری غصه نداری.

طیبه: آقا یواش.

- چشم خانم شما عجله نکن.

طیبه: آقا برو اون ور.

راننده: نترس خانم... صحیح و سالم می رسونمت.

طيبه: آقا یواش... چه خبره؟

--------------------------------------

-        مرتیکه کوره انگار نمی بینه... ماشینمو داغون کرد.

-        کوری حمال؟! نمی بینی؟

-        حرف دهنتو بفهم. تو خودت رانندگی بلدی؟

--------------------------------------

طيبه : من چيكار كنم؟

راننده : من چه مي‌دونم؟ اومدیم صواب کنیم کباب شدیم!

--------------------------------------

طيبه: سر كار، اسم اینجا چیه؟!

پليس: میدون آزادی

طیبه: می خوام برم آزادی چطوری برم؟

پلیس: از این جا نمیشه. باید خیلی جلوتر بری مادر جون

----------------------------------

يکي از مردم: بايد ببريمش بيمارستان.

يکي ديگر: بابا دردسره!

يکي ديگر: يکي که موبايل داره زنگ بزنه اورژانس.

یکی دیگر: چیکا داری میکنی؟... پسرشی؟

پسرک: بیا آب بخور ...

یکی دیگر:حالش خوب شد بابا بریم علاف شدیم

-----------------------------------.

پسرک: حالت خوب شد؟ بشین

طیبه: قرصهامو باید بخورم.

پسرک: قرصهاتو آوردی؟

طیبه: آره تو کیفمه.

پسرک: بذار بهت بدم ... آب هم که داری... خب خداحافظ

طیبه: بیا... بیا... بشین

پسرک: نمی خورم ... دستت درد نکنه.

طیبه : بشین ببینم..... بیا اینو بگیر... آب بخور

پسرك: من از اين آب نمي‌خورم.

طيبه: بخور دیگه!

پسرك: دهنيه!

طيبه: اطواری هم که هستی!... بخور دیگه. اين طوري بخور

طيبه: اسمت چيه؟

پسرك: مسعود.

طيبه: مدرسه مي‌ري؟پس خوندن و نوشتن بلد نيستي؟

پسرك: قبلا ياد گرفتم!

طيبه:  اگه راست میگی بيا اينو بخون ببينم.

پسرك : بد خطه اين‌ها رو بلد نيستم!

 طيبه: کلک هم که می زنی!...  

واکسی دوم: برا چی دوباره اومدی اینورها؟!

طیبه: مگه ديوونه شدي؟... برا چي زديش؟

نوجوان: به تو چه!

طيبه: غلط کردي!

نوجوان: به تو ربطي نداره! مگه نگفته بودم اين خيابون مال منه؟

طیبه: وایسا...

------------------------------

پسرک: خانوم ولش کن. اون دیگه رفت

طیبه: بابا بیا دیگه. گم و گور شد

پسرک: خانوم اون رفت دیگه بیا برگردیم

طيبه: اونو مي شناسي؟ ... مي دوني جاش کجاس؟

مسعود: اگه جاشو بگم پدرمو در مياره!

طيبه: اگه جاشو نگي اون وقت تمام زندگی م از دست میره! ... همه چی تو اون ساکمه تو رو خدا بیا بریم...

------------------------------

 مسعود: محل کارش همین جاست... جون مادرت نگی من این جارو نشون دادم

طیبه: نترس نمی گم.. کو ؟کجاست؟

مسعود: اوناهاش

------------------------------

طيبه: آقاي پليس ... سرکار... اون پسربچه ساك  منو دزديده.همه زندگی م توشه بيا ازش پس بگير!...اینها خودشه...

واکسي: آقا به خدا من کاري نکردم

پلیس: ساک این خانومو دزدیدی؟... پدرت دراومده

پسر: بخدا من دزد نیستم.

طيبه: ساك من کجاست؟

واکسي:. من دزد نيستم. اين خانوم منو زد منم از دستش در رفتم. ساك شم انداختم تو اون سطل آشغال. بخدا اصلا توشم نگاه نکردم.

پلیس: کدوم سطل آشغال؟ بیا ببینم... اگه دزدی نکردی نترس.

طیبه: همینه!

واکسي: ديدي راست گفتم. حالا ولم کن.

طيبه: نه سرکار نيگرش دار ببينم چيزي ازش ور نداشته!... این کارها چیه می کنی؟

طيبه: ولش کن راست مي گه! برو سرکارت بچه جون!

پليس: نمي تونم اجازه بدم بره ! اگه شما هم رضايت بدي، حالا ديگه شاکي عمومي داره! باید تحویلش بدم

طیبه: کجا تحویلش بدی؟ بذار بره سرکارش.

پلیس: مادر نمی تونم

طيبه: بابا ولش کن بره. من پیدا کردم ساکمو

پليس: نه مادر نمي تونم. از نظر قانوني اون دزده!

واکسي: بابا ولم کنيد... آبروم رفت... من اين جا کاسبي دارم.

طیبه: بابا سرکار غلط کردم اصلا عوضی گرفتم. ولش کن

----------------------------------

مسافركش: خانوم كجا مي‌ري؟ دربست؟

طيبه: مي‌رم سعدآباد.

مسافر كش: بيا بشين بريم.

طيبه: چند؟

مسافركش: سه تومن.

طيبه: سه تومن؟! دربست.... سعدآباد.....سعدآباد

مسافرکش: سه هزار تومن.

طيبه: خيلي زياده.

طيبه: زياده!

مسافركش ديگر: خانم بيا بالا دو و نيم.

طيبه: هزار و پونصد تومن بيش‌تر ندارم.

مسافركش سمج: خانوم بيا بالا. به تاريكي مي‌خوري ها!

مسافر كش: خيلي خب بيا بالا.

----------------------------------

راننده: مادر طوري شده؟! گرما زده شدي؟

طيبه : نه ... چيزي نشده.

راننده: ببخشيد كه ماشين كولر نداره. تاريک که بشه هوا خنک مي‌شه.

طيبه: مگه اون قدر دوره که به تاريكي مي‌خوريم؟

راننده: آره  راه دوره و خيابون‌ها شلوغ. اگه سوار موتور سيكلت بوديم قبل از تاریکی می رسیدیم.

راننده: چي شد؟ پیاده نشو، وسط خیابونه، ماشین میزنه، خطرناکه!

طيبه: حالا از كجا موتور سوار پیدا کنم؟

راننده: سر هر چهار راهي هست.

----------------------------------

طيبه: يكي تون منو برسونه كاخ سعد آباد.

يكي از موتور سوارها: سوار كردن خانم‌ها ممنوعه

طیبه: برای چی ممنوعه؟

-        با تاکسی بری راحت تری.

طیبه: با تاکسی دیر میشه. خیابونها شلوغه

-        خانوم برای ما دردسر درست نکن. با تا کسی برو!

طیبه: میگم با تاکسی دیر میشه

يکي ديگر: ما دنبال گرفتاري نيستيم! ما زن و بچه داریم.

موتور سوار: خانوم بيا بالا. من مي رسونمت!

طيبه: چند؟!

موتور سوار: هر چقدر دادي!

طیبه: موتورت سالمه... وایسا.... چطوری بیام بالا؟

طيبه: يه جايي نگه دار تا يه تلفن بزنيم. مي‌ترسم منتظرم نباشه، پشت در بمونم.

---------------------------------

طيبه: بيا شما زنگ بزن.

موتور سوار: من پول خرد ندارم.

طيبه: آقا از این پول خردها ت بده به من

سكه فروش: اين سكه‌ها ‌فروشيه.

طيبه: وا!  يعني چي؟ آدم پول خرد رو هم مي‌فروشه؟

سكه فروش: نه پس مجانیه؟  

طيبه: خيله خب. زود باش.

سکه فروش: صدتومن بده پنجاه تومن بگیر

طیبه: بیا! بقیه شو بده.

سکه فروش: خرده ندارم که!

طیبه: بیا بگیر

موتور سوار: اينجا که شماره تلفن ننوشته!

طيبه: خيله خب. زودباش به تاريکي نخوريم... یواش

-------------------------------

طیبه: برو دیگه از این جا... تندتر برو

-------------------------------

طیبه: کشتی منو!

موتور سوار: خب اين هم كاخ سعد آباد حالا بايد كجا بريم؟

طيبه: کاغذ پيش توه! موقع تلفن زدن دادم بهت.

موتور سوار: منم بهت پس دادم.

طيبه: نه بخدا ندادی اگه می دادی این جا بود دیگه ... گم کردی؟

موتور سوار: ای بابا تو باجه‌ي تلفن جا مونده. تو مگه آدرس رو بلد نيستي؟

طيبه: نه که بلد نيستم. از صبح تا حالاسرگردونم. بیا برگرد پیداش کنیم

 موتور سوار: کجا بریم؟ خیلی طول می کشه تا بریم و برگردیم