صفحه اصلي | مسئولان | خدمات | تماس با ما | پروژه ها | زبــان

 

 

   
 

گزارش تولید «همخانه» به قلم کارگردان و مجری طرح:

- 23 بهمن 86 - هر چه از دستشان بر آمد با این فیلم بد رفتاری کردند. فیلم را از سالنهای سینمایی اصلی جشنواره محروم کردند. حتی فیلم در سالن مطبوعاتی ها در سانس صبح به نمایش درآمد تا عملا کسی آن را نبیند. با این وصف مجموعه ی واکنش های مردم عالی بود. از پنج شش نقدی که در مطبوعات نوشته شد غیر از یک مورد همگی مثبت بود. آنها را در همین سایت گذاشته ام.اگر دوست داشتید بخوانیدشان. همه ی برآوردها از آینده ی فیلم مثبت است.

-  12 بهمن 86 - بالاخره اعلام کردند که فیلم را در بخش میهمان جشنواره فجر گذاشته اند. در حالی که در روزنامه بانی فیلم روز قبل گفته شده بود این فیلم در بخش مسابقه است. همیشه همین طور بوده. معمولا همه چیز در دقیقه ی نود تغییر می کند. حتما از جایی و از کسی پیامی رسیده که چنین شود. اصلا ناراحت نیستم. اتفاقا در چند سال اخیر بخش میهمان از بخش مسابقه مهم تر شده. این را بسیاری از منتقدان می گویند. راستش اگر در بخش مسابقه بودیم به خودم شک می کردم که نکند در فیلم حرف دولتی زده ام. برای این که پس از جشنواره راحت تر پروانه نمایش فیلم را دریافت کنم اصلاحی های مد نظر جشنواره را پذیرفتم و آن را به جشنواره دادم. پناه بر خدا.

-  1 بهمن 86 -  از ابتدا مایل به شرکت این فیلم در جشنواره فیلم فجر نبودم. دلیلش مفصل است. اما هم بقیه عوامل سازنده ی فیلم و هم سایر سرمایه گذاران دوست داشتند فیلم در جشنواره شرکت کند. اما من میدانم این فیلم با سلیقه ی مدیران فعلی جشنواره جور نیست. اما یک جورهایی مسوولین دولتی سینما حالیم کردند که به صلاحمان هست که فیلم را به جشنواره بفرستیم. کله شقی را کنار گذاشته و فیلم را در جشنواره ثبت نام کرده ام. تا ببینم چه می شود.

-  30 دی 86- امروز کپی صفر فیلم به سلامتی آماده شد. در شرایط معمولی باید در چنین روزی جشن گرفت. اما نه! این جا ایران است. شرایط چندان هم معمولی نیست. جشن را باید گذاشت برای روزی که فیلم به نمایش عمومی درآید. هنوز از هفت خان رستم شش خان دیگر مانده! قسمت پر تعلیقش گرفتن پروانه ی نمایش و قسمت خیلی سختش اکران عمومی فیلم است. خدا به خیر بگذراند.

- 26 دی 86- بالاخره پس از دو هفته نگرانی، کار صدا گذاری و ترکیب صداها در نیمه شب امشب (چهارشنبه) در استودیو «کمیل» تمام شد. دلیل نگرانی این بود که پروژه های مربوطه در کامپیوترهای این استودیو باز نمی شدند. هر کاری که فکرش را بکنید انجام دادیم اما مشکل همچنان باقی بود. گویی ویندوزهای این استودیو جن زده شده بودند. حتی به کامپیوترهای متفرقه و غریبه هم متوسل شده بودیم و نتیجه نگرفته بودیم. اما بالاخره بدون این که بدانیم چرا، پروژه ها باز شدند. کما این که نفهمیده بودیم چرا باز نمی شدند. این هم از قر و قمیشهای ویندوز است دیگر. ادامه ی کار می ماند به روز یکشنبه بعد از عاشورای حسینی که باید CD صدا را برسانیم به استودیو فیلمساز که تنها در آنجا تجهیزات اپتیک کردن فیلمهای سینمایی موجود است.

- 2  دی 86 - امروز کار ضبط موسیقی تمام شد. حالا باید CD آن را به استودیو کمیل برسانیم تا آقا سید محمود رضا موسوی نژاد کار صدا گذاری و ترکیب موسیقی با صداهای دیگر را نهایی کند. قطعات موسیقی ای  که توسط محسن نامجو برای همخانه ساخته شده قابل فبولند و ترانه ای که برای تیتراژ انتهایی خوانده در قیاس با کارهای گذشته اش، متفاوت است. آن قدر که فکر می کنم تماشاگران گریز پا را که به محض ظاهر شدن تیتراژ پایانی، سالن را خالی می کنند، سر جایشان بنشاند و آنها را وادار کند تا لیست عوامل سازنده فیلم را بخوانند. (متن ترانه)

-10 آذر 86- امروز توانستیم سهمیه نگاتیو اپتیک را از بنیاد فارابی بگیریم. خیلی عجیب است که بنیاد دولتی حمایت کننده از سینمای ایران مواد خامی را وارد می کند که کمتر به کار سینما گران می آید. الآن سالها ست که پرده بندی فیلمهای سینمایی دو هزار فیتی شده در حالی که هر بار برای گرفتن نگاتیو اپتیک مراجعه کرده ام - مثلا زمانی که «آرامش در میان مردگان» را تولید می کردم- گفته اند که فقط هزار فیتی موجود است. نمی دانم شاید هم به خاطر این است که امروز مثل بار قبل آسمان قمر در عقرب بوده است. حالا باید این نگاتیو ها را در تاریک خانه به طور جفت جفت به هم بچسبانیم و بعد به کارشان ببریم. مشکل این است که درست در جایی که چسب خورده یک صدای تقه ی ناهنجاری به گوش خواهد رسید که از همین حالا باید بابت این موضوع از تماشاگران عزیز و منتقدان شفیق، عذر خواهی کنیم و به ایشان یاد آور شویم که این از شرایط کار در صنعت سینمای دولتی ایران است ولا غیر. «عکس روز»

- 8 آذر 86 - امروز چهارشنبه است و من پیش از ظهر برای شنیدن صداهای همخانه به استودیو کمیل رفته بودم. 90 درصد کار صدا گذاری توسط آقای موسوی نژاد انجام شده و همه چیز ایده آل به نظر می آید. از حالا باید منتظر موسیقی محسن نامجو باشیم تا کار صدا گذاری نهایی شود. «عکس روز»

- 7 آذر 86- ایرادات پیش آمده در قطع نگاتیو را امروز در استودیو بدیع رفع کردیم و بلافاصله نسخه ی نهایی تله سینما را به استودیو صدا گذاری رساندیم. با استفاده از امکانات نرم افزار «فاینال کات پرو» در مونتاژ غیر خطی، خطای انسانی در قطع نگاتیو نسبت به  گذشته نصف شده است. اما با این حال این نوع خطاکاری به صفر نرسیده است. این گونه است که حتی آدمهای با تجربه در حرفه ی قطع نگاتیو، به دلایلی چون خستگی، هنوز هم چشمشان در خواندن عددهای حاشیه نوار سلولویید اشتباه میبیند و یا دستشان در قیچی کردن می لغزد و کار دست فیلمسازان می دهند. باید خیلی خوش شانس باشی تا از پلان اشتباه قیچی شده، دو برداشت رضایت بخش داشته باشی و بتوانی برداشت دیگر را جایگزین قبلی کنی. خب این بار، استثنائا من جزو خوش شانسها بودم!

- اتفاق خوب امروز «بیست و هفتم آبان» قطعی شدن همکاری «محسن نامجو» به عنوان آهنگساز برای همخانه بود. مردم او را با آلبوم «ترنج» شناخته اند. صدای او حتی در تیتراژ برخی از سریالهای تلویزیونی شناسنامه ی جدیدی را برای آنها رقم زده است. همخانه فیلمی است در مورد نسل جوان. نسلی که از یک طرف انرژی زیادی دارد و از طرفی دیگر فاقد اینرسی است و  وضع موجود را بر نمی تابد. همین ویژگی است که قواعد موجود را در هم می شکند. در حالی که معلوم نیست بتواند نظم جدیدی را جایگزین کند. نسل جوان شورشی است. شورشی که انجام آن نامعلوم است و نمی توان سرنوشت آن را پیش بینی کرد. نسل جوان آمده است تا چرت میانسالان و سالمندان را به هم بزند. همین و همین! ترانه ها و موسیقی نامجو هم همین طوری است. به این نوع موسیقی  چه مربوط که برای نظم موجود (مثلا موسیقی سنتی یا کلاسیک و حتی مدرن) چه زحمتها کشیده شده. اصولا این موسیقی چندان عاقبت اندیش نیست. برخی از لحظات همخانه که کاملا موزیکال است، به چنین موسیقی ای محتاج است. این موسیقی نیز باید همگام با قصه ی فیلم زنجیر پاره کند. باید بافته ها را رشته کند و ... «عکس روز»

- امروز که بیستم مهر است با «سید محمود رضا موسوی نژاد» توافق کردم تا کار صدا گذاری «همخانه» را در استودیو «کمیل» به عهده بگیرد. برآورد ایشان این بود که این کار حدود چهل روز به طول خواهد انجامید. یعنی اواخر آبان ماه.

- مدتی است که نسخه ی تدوین شده ی «همخانه» را پای میز مونتاژ برای تعدادی از دوستان و آشنایان به نمایش گذاشته ام. این کار برای روتوش نهایی تدوین، بسیار لازم است. گذشته از گپ و گفت های بعد از تماشای فیلم، واکنشهای حین تماشا، راهنمای بزرگی است بر این که بدانیم فیلم چقدر موثر واقع شده است. به هر حال اینک که 18 مهر است، فیلم برای صداگذاری و موسیقی آماده شده و زمانی برابر با 93 دقیقه پیدا کرده است. «پوستر فیلم»

- امروز هشتم مهر که چهار روز از پایان فیلمبرداری گذشته، کار تدوین «همخانه» نیز خاتمه یافت. رکورد بدی نیست. دلیلش مونتاژ همزمان با فیلمبرداری است که این چنین به کار سرعت داده است. قرار است فیلم را در همین مرحله در یک نشست خصوصی برای عوامل اصلی «همخانه» به نمایش بگذاریم تا به این بهانه دوباره دیداری تازه کنیم و به هم خسته نباشید بگوییم. گرفتن بازخورد از اهل فن در مرحله قبل از قطع نگاتیو می تواند مفید باشد. از چند روز قبل مذاکره با یکی از صدا گذاران خبره ی سینما را آغاز کرده ام که اگر قطعی شود نامش را در همین صفحه خواهم نوشت. امروز بابک اخوان که به استودیوی تدوین آمده بود، می گفت «در قیاس با روزهای فیلمبرداری، افسرده به نظر می رسی» در جوابش به طنز گفتم  «افسردگی پس از زایمان است!» «عکسهای روز»

- تمام شد. کار فیلمبرداری «همخانه» پس از گذشت چهل روز در ساعت پنج و سی دقیقه ی صبح روز چهارم مهر، در یکی از پارکهای شهرک غرب، با رفتن بازیگرانی چون عسل بدیعی، ارژنگ امیر فضلی، علی رضا اشکان و بیتا سحرخیز در مقابل دوربین تمام شد. این تمام شدن چیست که آدمی را در وضعیتی متناقض رها می کند؟ مگر در این دنیای فانی برای هر شروعی پایانی نیست؟ پس چرا وقتی که به نقطه ی پایان می رسیم، بغضمان می گیرد؟ درست مثل عصر هر جمعه که حکایت از پایان یک هفته دارد. یا وقت وداع با کسی که به او دل بسته ای. تقریبا می شد این بغض مبهم را در چهره ی بچه های «همخانه» دید. برای همین شاید برای نیم ساعت، بی هیچ دلیلی همه مبهوت بر جایشان  مانده بودند. گویی مایل به این پایان نبودند. و شاید هیچ کس حاضر به مرگ شخصیتهایی که در این چهل روز خلق شده بودند، نبود. شاید آنها گمان می کردند «مهسا»، «جمشید»، «فخری» «حانیه» و ... شخصیت هایی هستند که پس از این در فریم های نگاتیو تثبیت و زندانی شده اند و  دیگر قادر به هیچ تحرک جدیدی نیستند. اما نه! سینما چنین نیست! همه ی این شخصیت ها مجال زندگی دوباره را خواهند داشت. زندگی دوباره آنها وقتی آغاز خواهد شد که از طریق پرده ی سینما وارد ذهن تماشاگرانشان شوند. آنها می توانند زنده باشند و در ذهن مخاطبانشان دوباره به حرکت درآیند. آنها را بخندانند و یا حتی بگریانند و شاید غصه شان دهند و به تجربه های جدیدی وادارشان کنند. آنها حتی ذهن تماشاگرانشان را به خلق معانی جدید وادار خواهند کرد. آنها تماشاگرانشان را احساساتی خواهند کرد درست مثل خود ما که در این روز احساساتی شده بودیم. و چه چیزی در این دنیای فانی زنده تر از این؟! «عکسهای روز»

- این چهلمین بار است که گزارش تولید می نویسم. در حالی که ساعت چهار و سی و پنج دقیقه بامداد دوم مهر است و دو جلسه بیشتر به پایان کار فیلمبرداری باقی نمانده است. روز گذشته کار شهرزاد کمالزاده در مقابل دوربین تمام شد. کار بقیه هم در حال اتمام است. کم کم غصه مان گرفته که دیگر بهانه ای برای گرد هم آمدن نخواهیم داشت. عمر شما باقی، اما از کجا معلوم که نفسی باشد تا کار دیگری شاید؟! آری جان برادر، تلخ است، تلخ. اما پیری و جوانی چو شب و روز سر آید. «عکسهای روز»

- برنامه ریز عزیزمان که خدا خیرش دهد، دیروز جمعه را تعطیل اعلام کرد تا خاطرمان راحت باشد که از برنامه جلوتریم. الحمدلله که همه چیز روبه راه است. امروز که شنبه سی و یکم شهریور بود روزنامه «جام جم» گزارش مفصلی از پشت صحنه «همخانه» چاپ کرده بود. همچنین است هفته نامه «سینما» که در شماره این هفته اش صفحه ای را برای این پروژه اختصاص داده بود.

- امروز پنج شنبه که بیست و نهم شهریور است، سکانسهای مربوط به دانشگاه فیلمبرداری شد. خوشبختانه به خاطر پنجشنبه بودن، دانشگاه خالی از دانشجو و کارمند بود و همین باعث شد با هفتاد تن از هنروران  حاضر در صحنه، بتوانیم با سرعت بیشتری کار را پیش ببریم. بنابراین کاری که برای دو روز برنامه ریزی شده بود در یک روز انجام شد. اتفاق غریب دیگر این که دستیار آبادانی ما حاضر شد برای لحظاتی عینک «Ray Ban» خود را در اختیار ما بگذارد تا ما با آن عکسی به یادگار بگیریم! «عکسهای روز» 

- مدتی است که پیمان خاکسار کار تدوین «همخانه» را به طور همزمان با فیلمبرداری آغاز کرده است. این طوری فایده اش این است که سر در می آوری چه کرده ای و چه چیزی جا مانده است. از راف کاتهای او می شود فهمید که حدود هفتاد دقیقه از «همخانه» ساخته شده است. «عکس های روز»

- واقعا چه چیزی می تواند آدمی را، حتی اگر شده موقتی، از این دایره کسالت بار زندگی خارج کند؟!  زندگی ای که گاه چنان آدم را کرخت و بی حس می کند که تو گمان می کنی همه چیز رو به راه است. در حالی که نیست! تکرار و تکرار و تکرار! برای کسی که همیشه خورده، نوشیده، خوابیده و ...  چرخ زندگی اش به همین منوال تکرار شده، «روزه» می تواند دست کم برای مدتی رهایی بخش باشد. رهایی از روزمره گی. خروج از یک چرخش دایره وار و  سرسام آور. شورش علیه یک سکون تعفن آور. قیام علیه یک قعود متصلب. خروج از کنج سرد و تاریک. سیلی زدن بر صورتی که در آستانه ی انجماد است. نهیب علیه یک خود عافیت طلب. فریاد بر لحظه ی گندیدن... «عکس های روز»

- کار لوکیشن اصلی کاملا تمام شد. گفته بودم تا زمانی که راشهای مربوطه را ندیده ایم دکورها به هم نخورد و آکساسوار صحنه به صاحبانش بازگردانده نشود. تا اگر پلان فولویی وجود داشت تکرار شود. اما پریروز راشها از لابراتوار آمد و همه چیز تایید شد و متعاقب آن دیروز تمام وسایل صحنه ی لوکیشن اصلی تحویل صاحبانش شد. وقتی چنین شد سارا سمیعی از همه احساساتی تر شده بود. گویی خانه ی خود را از دست داده بود و یا چیزی شبیه این. تنها چیزی که می توانست دلداری اش بدهد ثبت زحمات او در «همخانه» بود. واقع این است که خانه ی اصلی قصه ی ما یک مخروبه ی متروکه بود که به دست گروه طراح صحنه آراسته شده بود. حالا دیگر زحمات آنان در فیلم ثبت شده و خوب و بدش به نام آنها ست. «عکسهای روز»

- امروز بازی بابک بادکوبه و علی مردانه با خاتمه ی فیلمبرداری سکانسهای مربوط به رستوران پایان یافت. در عین حال ارژنگ امیر فضلی به مجموعه بازیگران «همخانه» پیوست و تست گریمش تایید شد. «عکس های روز»

- امروز که بیست و سوم شهریور بود، به اتفاق عوامل پشت دوربین، زدیم به سیم آخر و همگی کاری کردیم کارستان! به یاد ندارم که در تاریخ سینما فیلمی ساخته شده باشد که همه ی عوامل پشت صحنه فیلم (حتی فیلمبردار) در یک سکانس، تک تک جلوی دوربین بیایند و بازی کوتاهی ارائه کنند. می توان این سکانس را نوعی تیتراژ غیر رسمی میان فیلمی تلقی کرد. با این وصف «همخانه» سه تیتراژ خواهد داشت؛ تیتراژ اول، تیتراژ میان فیلمی و تیتراژ آخر. این کار، شناسنامه ی متفاوتی را برای «همخانه» ایجاد خواهد کرد. ضمنا بابک بادکوبه نیز به جمع بازیگران پیوسته است. آنها که فیلم سفر جادویی را دیده اند چهره ی او را در سالهای خردسالی اش به یاد دارند که چگونه در آن فیلم در کنار اکبر عبدی قرار گرفته بود. حالا پس از سالها او دوباره در یک کادر با عبدی هم بازی شذه است. «عکس های روز»

- نمی دانم اولین بار کدام شیر پاک خورده ای این موتور هوندا 125 را وارد این مملکت باستانی کرد که حالا صدابرداران سینما او را این قدر لعن و نفرین می کنند. تقریبا ناهنجارترین صدایی که بابک اخوان را حین صدابرداری آزار می دهد همین صداست. البته ایشان باید بپذیرند که این نوع موتور سیکلت مثل پیکان از شاخصه های جامعه ی ایرانی است و از آن گریزی نیست. مگر صدا در سینما چقدر مهم است که به خاطرش جامعه ایرانی از ویژه گی اش دست بردارد؟! ضمن آن که حافظ علیه الرحمه شاعر بلند آوازه ایرانی، به جای آن که صدای سخن عشق را «بشنود»، «می بیند» و می گوید: «از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر»! در حالی که صدا شنیدنی است نه دیدنی. با تمام این اوصاف و احوال صدا آنقدر برای «همخانه» مهم است که حتی بعضا بازیگرانش هم  «بوم» به دست شده اند! «عکس های روز»

- از وقتی که بایرام فضلی در یکی از مصاحبه هایش در خصوص همخانه گفته «در این پروژه قرار است نشان دهیم که بچه های سینمای مستقل می توانند فیلمی بسازند که انبوه تماشاگران به تماشایش بیایند» موضوع کمی حیثیتی شده است. خود من هم گمان می کنم دارد فیلمی متولد می شود که در عین جذابیت خوش ساخت هم هست. دست کم از این سکانسهای مونتاژ شده چنین به نظر می رسد. البته هنوز زود است که با قاطعیت چیزی را مدعی شویم. باید جوجه ها را آخر پاییز شمرد. شمارش این جوجه ها هم به وقتش به عهده ی مردم خواهد بود. در چند روز گذشته آقایان محسن امیر یوسفی و علی رضا امینی که هر دو از فیلمسازان مستقل به شمار می روند از پشت صحنه ی همخانه دیدن کردند و به بچه ها خسته نباشید گفتند.   «عکس های روز»

- کار فیلمسازی بسیار نفس گیر است. اگر کمتر از روزی دوازده ساعت کار کنید، ممکن است از برنامه عقب بمانید و تمام برآوردهای مالی غلط از آب درآید. این پر کاری را اهالی سینما به جان خریده اند و هیچ کدام هم اعتراضی ندارند. این را برای کسانی مینویسم که عشق سینما هستند و می خواهند به هر ترتیبی شده وارد حرفه ی سینما شوند. آنها باید بدانند در پشت صحنه  سینمای ایران حلوا پخش نمی کنند. در چنین شرایطی پیدا کردن بهانه برای استراحت و تفریح مغتنم است. مثلا به محض آن که فهمیدیم تولد علی مردانه (لطفا در تیتراژ پیدایش کنید) است، کار را برای نیم ساعت تعطیل کردیم تا کیکی نوش جان کنیم و دقایقی از فضای فیلمسازی، خودمان را دور کنیم. توجه کنید؛ فقط نیم ساعت! نه بیشتر! برای این که کارمان فیلمسازی است. شوخی  که نیست! «عکس های روز»

- دیروز «عسل بدیعی» هم به جمع بازیگران «همخانه» پیوست. مذاکره با ایشان پیش از آغاز فیلمبرداری شروع شده بود. مساله، هماهنگ کردن با کارهای دیگر ایشان بود که بالاخره روز گذشته این هم به انجام رسید. کار بازیگری اکبر عبدی، مریم بوبانی و مجید مشیری نیز طی روزهای گذشته با فیلمبرداری سکانسهای مربوطه خاتمه یافت. آری جان برادر این نیز بگذشت و آن نیز بگذرد. «عکس های روز»

- وقتی نوجوان بودم و موضوع انتخاب رشته تحصیلی و شغل آینده برایم جدی شده بود پدرم فهمیده بود که من از مشاغلی که به نحوی با امور نظامی مرتبط باشد، گریزانم. برای همین هر وقت می خواست مرا تنبیه کند می گفت تو را به «مدرسه نظام» خواهم فرستاد. دیروز که سکانسهای مرتبط با کلانتری را در کلانتری تجریش فیلمبرداری کردیم، دوباره همان حس دوران نوجوانی به سراغم آمد و با خود گفتم که «فلانی چه خوب شد که پدر آن تهدید کذایی اش را عملی نکرد و آلان توفیق خدمت در مشاغل نظامی را نداری» واقعیت این است که زحمات دوستان نیروی نظامی و انتظامی بس عظیم است اما ضمنا هر کسی را بهر کاری ساختند. «عکس های روز»

- چند جلسه شب کاری که بعضا تا 14 ساعت به طول می انجامید باعث شد تا رمقی برای نوشتن این چند خط باقی نماند. دلیلش هم خوف از دست دادن لوکیشن اصلی بود. واقعیت این است که از مهلت اجاره آن چند روزی بیشتر باقی نمانده بود. امروز که هفدهم شهریور است، کار در فضاهای خارجی این لوکیشن تمام است. یک روز هم کار در فضاهای داخلی ما را از این لوکیشن خلاص می کند. «عکس های روز»

- امروز سکانسی را فیلمبرداری کردیم که می توانست برای بازیگر اصلی مان خطر آفرین باشد با وجود آن که همه ی جنبه های احتیاطی رعایت شده بود، باز هم ترسیده بودم که نکند اتفاقی مشابه اتفاقی که برای پگاه آهنگرانی افتاده بود، اینجا هم تکرار شود. الحمد لله که بخیر گذشت. جالب این که خبرنگار هفته نامه سینما هم همان موقع سر رسید و دید که ما چقدر همه چیز را محاسبه کردیم. «عکس های روز»

-  تا پایان امروز یازدهم شهریور یک سوم فیلمبرداری تمام شده است. فکر میکنم تا پایان هفته کارمان در لوکیشن اصلی تمام شود. بایرام فضلی گفته بود با وجود مریم بوبانی در میان گروه، دیگر کسی از نظر تنقلات معطل نخواهد بود. امروز گفته ی ایشان تعبیر شد؛ مریم بوبانی همه را به خوردن کیکی بزرگ میهمان کرد. «عکس های روز»

- امروز مجید مشیری نیز به گروه بازیگران «همخانه» پیوست. قرار است پس از تست گریم در یکی از روزهای آینده در مقابل دوربین قرار گیرد. «عکس های روز»

- گویا بیتا سحرخیز  واقعا با «مهسا» ی قصه ی ما شباهت هایی دارد. هر دو ترم آخرند، هر دو با گذراندن ترم تابستان فارغ التحصیل می شوند، هر دو در شهری غریب درس می خوانند و ... این هم چند دلیل دیگر برای این که ثابت شود در انتخاب بازیگر این نقش اشتباه نکرده ایم. او امروز و فردا به خاطر حضور در امتحانات ترم تابستان به مرخصی رفته تا به امید خدا فارغ التحصیل شود. بنا بر این برنامه ریز عزیزمان  سکانسهای بدون مهسا را برای امروز و فردا (شنبه) برنامه ریزی کرده است. «عکس های روز»

- روز چهارشنبه هفتم شهریور کار را از عصر آغاز کردیم و تا سحر روز هشتم شهریور ادامه دادیم تا تعدادی از سکانسهای شب را فیلمبرداری کنیم. به عنوان مجری طرح به این نکته واقف هستم که معمولا شب کاری باعث کاهش راندمان و افزایش تنش در میان جمع در هر پروژه ا ی می شود. دلیلش هم خستگی و کم خوابی است. خواب روز هم که هیچ گاه نمی تواند جای خواب شب را پر کند. اما گویا این قاعده این جا صدق نمی کند. حالا دیگر مطمئن هستم که جمع خوبی برای ساخت «همخانه» گرد هم آمده اند. «عکس های روز»

- امروز با قرار گرفتن اکبر عبدی مقابل دوربین، فاز جدیدی از کار آغاز شد و دست اندر کاران «همخانه» احساس جدیدی را تجربه کردند. کار با گلاب آدینه در فیلم «آرامش در میان مردگان» قبلا به من ثابت کرده بود که همکاری با بازیگران بزرگ، زحمت کارگردان را در بازی گرفتن کاهش، و پیشرفت کار را  افزایش می دهد. کار کردن با اکبر عبدی نیز همان تجربه را تایید کرد. علیرضا اشکان نیز امروز بازی در یک کمد تنگ و تاریک را به خوبی ایفا کرد. «عکس های روز»

امروز پنجم شهریور، تست گریم «اکبر عبدی» کامل شد. قرار است از فردا جلوی دوربین قرار بگیرد. «علیرضا اشکان» هم  برای یکی از سکانسهای دشوار حسی اش جلوی دوربین رفت. الان که این را می نویسم راف کات این سکانس را با کمک تصویری که از «ویدیو اسیست» گرفته ام، به اصطلاح زده ام. نتیجه ی کار رضایت بخش است. «عکس های روز»

- بعد از یک هفته کار فشرده، یک روز تعطیلی لازم بود. امروز سوم شهریور را تعطیل کردیم تا همه تجدید قوا کنند. خود من هم در این فرصت توانستم پلان هایی را که تا کنون گرفته بودیم باز بینی کنم و حتی مقداری را هم راف کات کنم. کپی پزتیو تعدادی از راشها را نیز در لابراتوار مرور کردیم تا از بابت همه چیز خیالمان راحت باشد که شد. تصاویر بسیار خوش رنگ و لعاب از آب در آمده اند. دست همه درد نکند. یکی دو روزی هم از آغاز سینک تصاویر تله شده گدشته است. لابراتوار  هم قول فردا را داده تا همه ی تصاویر تحویل داده شده ی قبلی را با سینک صدا تحویل دهد. اگر چنین شد، کار مونتاژ همزمان، از فردا در پندار فیلم آغاز خواهد شد. «عکس های روز»

- امروز سکانسی را فیلمبرداری کردیم که تشویشهای فکری و آشفتگی های جهان بینی نسل فعلی دانشجویان را باز گو می کرد. نسلی که بین انقلابی گری، اصلاح طلبی، لاابالی گری و حتی نحله های هنری سرگردان است. نسلی که می خواهد بی هیچ زحمتی به همه چیز برسد و حتی دراین راه میراث گذشتگان را به سخره بگیرد. ضمنا امروز  جمعه دوم شهریور، احمد نجفی به طور سرزده از پشت صحنه «همخانه» دیدن کرد و با حضورش خستگی یک هفته کار فشرده را از گروه گرفت. «عکس های روز»

-  امروز اول شهریور کمی کار دشوار بود. زیرا سکانسی را فیلمبرداری کردیم که پلان های نامتعارف داشت. تصورش را بفرمایید که چگونه با یک کرین هفت متری میبایست در اتاقی که سقفی کوتاه تر از 3 متر دارد کار کرد. «عکس های روز»

- روز 31 مرداد که مصادف با روز پنجم فیلمبرداری بود، در لابراتوار حاضر شدیم و کپی پزتیو چهار حلقه اول راش ها را بازبینی کردیم. خوشبختانه نتیجه ی کار بسیار رضایت بخش بود. دو سکانس نیز  فیلمبرداری شد. «عکس های روز»

- روزهای سوم و چهارم هم سپری شد. حالا که این را می نویسم 5 صبح 31 مرداد است. در این دو روز مشکل اصلی گریبان گروه صدا را گرفته است. کنترل صداهای مزاحم محیطی که عمدتا مربوط به  سکانسهای بیرونی لوکیشن اصلی است سخت است. امیدوارم که از پس آن برآمده باشیم. «عکسهای روز»

- امروز که روز دوم فیلمبرداری است، حضور «علی رضا اشکان» در نقش اصلی مرد قطعی شد. چهره ی او در سریال پر مخاطب نرگس برای مردم شناخته شده اما هنوز کسی او را بر پرده ی سینما ندیده است. اشکان در آن سریال نقش شوهر مرحوم «پوپک گلدره» را بازی می کرد. هرچند وی دو یا سه سال پیش در مقابل دوربین سینما به عنوان نقش اصلی حاضر شده اما این فیلم تا کنون به روی پرده نرفته و جزو فیلمهای محروم از نمایش است. راندمان کار در روز دوم بهتر از روز اول بود اما برای آن که گروه همدیگر را پیدا کنند هنوز وقت لازم است. «عکس های روز»

امروز 27 مرداد به اصطلاح «کلید» زده شد. تاکید من این بود که حتما امروز کار آغاز شود. و لو با یک پلان. خوشبختانه در حد یک دقیقه مفید، فیلمبرداری انجام شد. یک دقیقه در روز استاندارد رایج در سینمای اغلب کشورهای صاحب سینماست. اما با برنامه ریزی های ما و امکاناتی که داریم می بایست، این استاندرد را به سه دقیقه در روز افزایش دهیم. وگرنه به قول فخری خانم قصه ی ما، «هشتمان گروی نهمان خواهد بود». امروز بازیگر جدیدی برای نقش اصلی مرد معرفی شد که تا تکلیفمان با ایشان قطعی و حتمی نشود نامش را لو نخواهیم داد. به هر حال فعلا همتمان فیلمبرداری سکانسهایی است که شخصیت اصلی مرد در آن حضور ندارد. «عکسهای این روز»

- روز جمعه به همه بازیگران مرخصی داده شد تا استراحت کنند و انرژی کافی برای روز شنبه که روز آغاز فیلمبرداری است کسب کنند. این طوری خودم هم فرصت مناسبی پیدا کردم تا از تمرین بازیگران طی روزهای گذشته ارزیابی کافی به دست آورم. عکسها و تصاویر ویدیویی این روزها در کنار استنباطهای شخصی ام از عملکرد حسی و حرکتی بازیگران در روزهای تمرین، مرا به نکته ی مهمی رهنمون ساخت. بابک انصاری علیرغم همه ی توانایی ها و دلبستگی های من به نوع بازی اش، نمی توانست برای نقش «جمشید» مناسب باشد. جمشید قصه ی ما می بایست از نظر جثه بر نقش مقابلش غالب باشد و قدی بلندتر از او داشته باشد. و نیز از نطر سنی بزرگ تر از او به نظر آید. اگر این آخری با گریم به دست بیاید باز هم مساله جثه و قد را حل نمی کند. به طوری که تماشاگر نمی تواند بپذیرد که او  هر لحظه ممکن است برای شخصیت مقابل خود خطر آفرین باشد. مشورت مشاوران پروژه ذلایل دیگری را نیز برای این تصمیم اضافه کرد که ذکر آن در این جا لازم نیست. امیدوارم  در پروژه های آینده بتوانم از توانایی های بالای او در نقشهای متناسب احتمالی، بهره مند باشم.

- ظهر امروز (پنجشنبه 25 مرداد) حضور بهنوش بختیاری در نقش فالگیر قطعی شد. همچنین جلسات فیلمنامه خوانی ادامه پیدا کرد. بایرام فضلی نیز پس از جلسه تبادل نظر با کارگردان، آخرین تستهایش را با وسایل حرکتی ابتکاری اش انجام داد.

- از اتفاقات مهم امروز (چهارشنبه 24 مرداد) اضافه شدن مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به سرمایه گذاران فیلم بود. به این ترتیب باید «همخانه» را محصول این مرکز، جوزان فیلم و پندار فیلم دانست. همچنین امروز تست گریم بابک انصاری، شهرزاد کمالزاده ،  سمیه لرستانی و علی مردانه انجام شد. این آخری دستیار دوم کارگردان است که امیدواریم لحظاتی که مقابل دوربین می ایستد، خللی در کار گروه کارگردانی وارد نشود. در آخر فرازهایی از فیلمنامه را با حضور بازیگرانش تمرین کردیم.

- امروز سه شنبه 23 مرداد «بابک انصاری» هم به جمع بازیگران همخانه پیوست. بازی اش در فیلم  «شهرزیبا» ساخته اصغر فرهادی در سن 16 سالگی به یاد ماندنی است. اما او بعد از آن در سینما تقریبا غایب شد و حضورش به چشم نیامد. با قرار گرفتن او در کنار سایر بازیگران «همخانه»، یک بار دیگر استعداد او به آزمون گذاشته خواهد شد. امروز تست گریم خانم ها مریم بوبانی و بیتا سحرخیز انجام شد و متعاقب آن جلسه رو خوانی فیلمنامه با حضور اکثریت بازیگران اصلی برگزار شد.

- امروز 22 مرداد روز خوبی برای «همخانه» بود. اول این که مشکلات اداری با فارابی حل شد. به این ترتیب با یک هفته تاخیر تجهیزات فیلمبرداری و مواد خام مربوطه را در اختیار خواهیم داشت. دوم آن که  «اکبر عبدی» به جمع بازیگران فیلم اضافه شد که البته این دومی شیرین تر است.

- سینما یک پدیده هزار فاکتوری است. باید همه ی عوامل حضور درست و کامل داشته باشند تا یک اثری خلق شود. اما در سینمای ایران معمولا تعدادی از عوامل غایبند و یا حضور نیم بندی دارند. اما مثل این که به مرور دارد ایام به کام می شود. نشانه هایی از حل مشکلات اداری با فارابی مشاهده می شود. مشکلاتی که اصلا به ما مربوط نیست اما به طرز کاملا بی ربطی گریبان ما را گرفته است. همچنین امروز که 21 مرداد است توانستیم با خانم «فهیمه کرمی» توافق کنیم تا وطیفه ی منشی صحنه را به عهده بگیرد.

- امروز شنبه 20 مرداد مصادف با عید مبعث است. کار صحنه آرایی لوکیشن اصلی که خانه ای است در اختیاریه تمام شده. مهمتر از آن این که بازیگران اصلی زن هم انتخاب شده اند که نامشان در همین صفحه آمده است. فقط می ماند بازیگران اصلی مرد که گمان می کنم تا فردا قطعی شوند.

- امروز پنجشنبه 18 مرداد است. ساخت دکور و چیدمان آکساسوار لوکیشن اصلی قصه تمام شده و قرار است عید مبعث یعنی پس فردا با حضور عوامل این پروژه با یک جشن کوچک از آن رو نمایی شود. بایرام فضلی نیز وسایل دست ساز حرکتی خود را در آن جا مستقر کرده. اکثر بازیگران نیز انتخاب شده اند که اسامی آنها روز یکشنبه اعلام عمومی خواهد شد. فقط می ماند وسایل فیلمبرداری که نوبت تحویل آن از بنیاد فارابی فرا رسیده و حتی چند روزی هم از آن گذشته است. امیدوارم بوروکراسی موجود در این باره کار را به تاخیر نیاندازد و ما بتوانیم فیلمبرداری را از روز دوشنبه آغاز کنیم.

- امروز که چهارشنبه 17 مرداد است، توانستیم با آقای محسن ملکی در خصوص عهده دار شدن مسوولیت طراحی گریم توافق کنیم.

 - روز پنجشنبه چهارم مرداد گروه طراح صحنه در لوکیشن اصلی فیلم واقع در خانه ای قدیمی در اختیاریه تهران مستقر شدند تا آن جا را طی دو هفته ی آینده برای فیلمبرداری آماده کنند. ضمنا طبق برنامه ریزی های صورت گرفته بازیگران اصلی «همخانه» تا پایان هفته ی آتی مشخص و معرفی خواهند شد.

- یکی از انتخاب ها «پگاه آهنگرانی» بود. او فیلمنامه را خوانده و موافقت کلی خود را اعلام کرده بود. مانده بود مذاکرات جزیی و نوشتن قرارداد که قرار بود به وقت مرخصی از پروژه ای که در آن مشغول به کار بود، انجام شود. اما سانحه ای که در همان پروژه، ایشان را زمین گیر کرد و همه  اهالی سینما را نگران ساخت، ما را از وجود ایشان در «همخانه» محروم کرد. امیدواریم با بهبودی ایشان، سینمای ایران از وجود چنین استعدادی همیشه بهره مند باشد.

 - پروژه ی سینمایی «همخانه» همینک در مراحل پیش تولید به سر می برد. به طوری که اکثر لوکیشن ها، که همگی در تهران واقع شده، انتخاب و به تایید کارگردان رسیده است. در خصوص انتخاب بازیگران با توجه به انگشت شمار بودن بازیگران ستاره در دوره ی سنی خاص موضوع فیلمنامه، هنوز انتخاب نهایی در خصوص بازیگران اصلی رخ نداده است.

 

 

 
«بازگشت

صفحه اصلي | مسئولان | خدمات | تماس با ما | پروژه ها | زبــان